خواجه امام ظهير الدين نيشابورى / ابو حامد محمد بن ابراهيم ت 599
6
سلجوقنامه ( وذيل سلجوقنامه محمد بن ابراهيم ) ( فارسى )
بحشو و زوائد فوق العاده و خارج از موضوع بطوريكه مقدمهء كتاب 37 ورق است . در متن تاريخ نيز هرجا شخصا تصرف كرده ثابت نموده كه هيچگونه آشنائى با فن تاريخ نداشته است و در متن تاريخ بدون ادنى مناسبتى با سابق و لاحق كلام اكثر بعنف بسيارى از قصايد مجير و اثير و سيد حسن غزنوى و امثال فارسى و عربى و احاديث گنجانيده كه غالبا رشتهء تاريخ را به كلى از هم ميگسلد و خوانندهء كتاب از ادخال اين همه حشو و زوائد كسل مىشود . بهرصورت راوندى كه خطاط و نقاش بوده آشنائى با ادبيات نداشته عبارات مقدمه و خاتمه نيز غالبا سرقت از ديگران است كه بهم ربط ندارد و خود مولوى چاپكننده باكثر آنها پى برده و در حواشى اشاره كرده . راوندى از بيسوادى و تنگى قافيه اكثر اشعار مجير و غيره را مبدل به نثر كرده و بسيارى از عبارات ذخيرهء خوارزمشاهى و رسالهء شراب و شطرنج و غير آن را سرقت و جابجا در كتاب درج كرده بديهى است مقصود وى كه خطى خوش و دستى در تذهيب داشته از تاليف اين كتاب در آسياى صغير جديد الاسلام كه هنوز ادبيات فارسى در آنمملكت ريشه ندوانده بود و در آنموقع در قونيه از فضلا و دانشمندان ايران كسى يافت نميشد آن بود كه صله از كيخسرو سلجوقى بگيرد در هرصورت راحة الصدور از ابتدا تا اوائل سلطنت طغرل خلاصهء سلجوقنامهء ظهيرى است منتها در بعضى موارد باختصار اين كتاب پرداخته و در موردى كه خواسته از خود چيزى بيفزايد يا بعضى مطالب كتابرا مقدم و مؤخر بنويسد اشتباهات مضحك كرده راوندى وفات محمود غزنوى را در سنهء 428 ذكر كرده ؛ در ظهيرى سنهء 421 ذكر شده و ورود طغرل را به نيشابور سهوا در سنهء 424 مينويسد و در سلجوقنامه سنهء 428 ذكر شده راوندى براى اينكه تملقى به غياث الدين كيخسرو بگويد مينويسد « بتاريخ ذى الحجه سنهء خمس و خمسين و اربعمائه الب ارسلان محمد بن ابى سليمان پسر طغرل بيك سليمانرا كه كودك بود بر كنار گرفت و بر تخت نشست و پادشاهى عراق و خراسان بر او مقرر شد مدت ملكش دوازده سال بود بعد از وفات عمش طغرلبك و دو سال پيش از آن بخراسان بعد از وفات پدرش چغرى بيك » - در سلجوقنامهء ظهيرى گويد « الب ارسلان در ذى الحجه اين سال بيامد و برى بر تخت مملكت نشست سليمان برادر را در كنار گرفته و پادشاهى عراق و خراسان برو